خداحافظ بيست و هشت عزيز


مي‌دانم كه رفتنت ابديست و هرگز به تو باز نمي‌گردم

آنقدر كشداااااااار بودي كه گاهي  نمي‌خواستمت

حالا كه در انتظار   بيست و نه نشسته ام غمي سنگين را بدرقه ات ميكنم كه چه خوب بودي و نفهميدمت

برو

به يادت هستم 

و فراموش نمي‌كنم چه زيبا آمدي و  چه عميق گذشتي و حالا با دنيايي از انگيزه به بيست و نه ميسپاريم  

گلايه بسيار بود و بهت و غم و شادي

اما تنهاتو بودي كه در كنارت طعم كودتا راچشيدم و هزار حس خوب و بد تازه را كشف كردم

برو 

برو به سلامت 

بيست و هشت نازنينم

دوستت دارم

شادي



پ.ن: مهرنوش نازنينم دو بار من رو شگفت زده كرد. من عاشق پستچي ام و امروز پستچي بعد از مدتها به خونه ي ما سر  زد. مهرنوش جان متشكرم به خاطر گل و هديه قشنگت. دوستت دارم

ميبوسمت